الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
244
الخصال ( فارسى )
بچسب بدامن اين جوان يعنى على بن ابى طالب « ع » . آمد نزد على « ع » و پرسشهاى خود را نمود فرمود چرا گفتى سه و سه و يك و نگفتى هفت ؟ گفت اگر چنين ميكردم نادان بودم اگر از سه نخست پاسخ ندهى مرا بس است . فرمود اگر به تو پاسخ گفتم مسلمان ميشوى ؟ گفت آرى ؛ فرمود بپرس گفت نخستين سنگى كه بر روى زمين گذارده شد و نخستين چشمهاى كه بر زمين جوشيد و نخستين درختى كه روئيد كدام بود ؟ فرمود اى يهود شما ميگوئيد نخستين سنگى كه بر زمين نهاده شد سنگى است كه در بيت المقدس است دروغ گفتهايد آن سنگى است كه آدم از بهشت آورده . گفت راست گفتى به خدا از خط هرون بگفته موسى همين است ، شما ميگوئيد نخستين چشمهاى كه بر زمين جوشيد چشمهاى در بيت المقدس است دروغ ميگوئيد آن چشمه حيوانست كه يوشع بن نون ماهى را در آن شست همان چشمه است كه خضر